گفتگویی تلخ با گوهر خيرانديش درباره دخترش عکس جدید آن ها

 

گفتگویی تلخ با گوهر خيرانديش درباره دخترش + عکس جدید آن ها

سلامت: دقيقا چه اتفاقي براي دخترتان افتاد؟ دختر من در خارج از کشور دانشجو بود اما به خاطر مشکلات اقتصادي که پيش آمد و با اينکه من همه تلاشم را کردم که درسش را تمام کند، ديگر با دلار 4 هزار تومان نشد که او بماند و مجبور شد يک ترم مانده به پايان تحصيلش برگردد. دانشگاهش هم بلوار فردوسي و ميدان آزادي بود، يعني دقيقا در مناطقي که جزو آلوده‌ترين مناطق تهران هستند. اين بچه مجبور بود از صبح تا ساعت 8 شب که کلاس داشت، اين هوا را تنفس کند و ديگر اين شد که حالش بد شد و... سلامت: يعني فقط به خاطر آلودگي هوا بود؟ چون خيلي‌ها اين هوا را تنفس مي‌کنند و همه دچار اين مشکل نمي‌شوند. ببينيد، دختر من چند سال بود ايران زندگي نمي‌کرد. اصلا بگذاريد برايتان يک مثال بزنم؛ اگر قورباغه را در آب 100 درجه بيندازي يک دفعه از آب مي‌پرد بيرون اما اگر آب را کم‌کم گرم کني مي‌ماند و مي‌ميرد. ما در اين هواي آلوده مثل همان قورباغه‌هايي هستيم که کم‌کم مي‌ميريم و خبر نمي‌شويم چه به سرمان مي‌آيد اما کسي که از بيرون مي‌آيد و وارد اين هوا مي‌شود، بدنش واکنش نشان مي‌دهد، مثل دختر من که يک دفعه واکنش نشان داد و ريه‌هايش از بين رفت!

گفتگویی تلخ با گوهر خيرانديش درباره دخترش + عکس جدید آن ها

سلامت: يعني چي شد دقيقا؟ کي به پزشک مراجعه کرديد؟ آنها چه گفتند؟ اول که تشخيص نمي‌دادند و به خاطر سرفه‌هاي شديدي که داشت، برايش آنتي‌بيوتيک تجويز مي‌کردند. تا اينکه وضعيت به جايي رسيد که آنقدر سرفه مي‌کرد که از شدت سرفه سياه مي‌شد و نمي‌توانست حتي 5 دقيقه شب‌ها بخوابد. او را بردم پيش پزشکي که خودم براي ريه‌ام مي‌رفتم. وقتي معاينه‌اش کرد، گفت چه خوب کاري کردي که دخترت را آوردي چون وضعيتش خيلي بدتر از خودت است و اصلا همان جا به من گفت دخترت دارد مي‌ميرد! و آزمايش‌هاي مختلف گرفتند. جواب آزمايش‌ها هم که آمد، من ايران نبودم و وضعيت دخترم آنقدر بد بوده که خود پزشک او را بستري مي‌کند. سلامت: الان در چه وضعيتي است؟ از نظر جسمي ‌بهتر شده؛ در بيمارستان اکسيژن گرفته و آنتي‌بيوتيک مصرف مي‌کند اما از نظر رواني آسيب ديده! واقعا آسيب‌ديده! دختر من هيچ مشکلي نداشت. داشت درسش را مي‌خواند که به خاطر مسائل مالي که آن هم به‌نظر من به خاطر بي?لياقتي برخي مسوولان به وجود آمد، مجبور شد مثل خيلي‌هاي ديگر درسش را رها کند، برگردد و در اين هوا تنفس کند و فشار رواني متحمل شود؛ مثل خيلي جوان‌هاي ديگر اضطراب بکشد و مثل خيلي‌هاي ديگر که شما صدايشان را نمي‌شنويد، ريه‌هايش را از دست بدهد. من هم با اينکه خيلي تلاش کردم تا نگذارم اين اتفاق بيفتد، نشد. باور مي‌کنيد من بعد از اين همه سال هنوز حقوق 4-3 سال قبلم را از تلويزيون نگرفته‌ام؟!

منبع: هفته نامه سلامت