عشق يا دوستی كدام بالاتر است

 

e-d-1

عشق يا دوستی كدام بالاتر است؟

دوست داشتن از عاشق بودن هم سخت تر است؛ دوستدار تو به سعادت تو مي انديشد حال آنکه عاشق تو به داشتن تو ... . آنچه باز هم از دوستي و عشق بالاتر است، آزادي ست. "مدعيان رفاقت بسيارند . تا پاي آزمايش در ميان نباشد هر کسي از راه رسيده و نرسيده مدعي عشق است. رفاقت را بايد با صداقت آزمود و صداقت را مي شود از ته نگاههاي يک انسان فهميد. چشمها همه چيز را لو ميدهند. حتي عشقي را که در دلت پنهان کرده اي. دوستي يک معامله نيست و اين همان حقيقتي است که از يادها رفته است. کساني که از دوستي به سود و زيان آن مي انديشند، سودي از دوستي نخواهند برد. دوست داشتن از عاشق بودن هم سخت تر است؛ دوستدار تو به سعادت تو مي انديشد حال آنکه عاشق تو به داشتن تو ... . دوستي بالاتر از عشق است. سعي کن تا کسي را در دوستي نيازموده اي عاشقش نشوي. ملاک دوستي به رنگ و قد و وزن و ناز و عشوه و ... نيست، معيار دوستي صداقتي است که دوستت در صندوقچه دلش ذخيره کرده است. آنچه باز هم از دوستي و عشق بالاتر است، آزادي ست. اين آزادي است که پيش از دوستي ارزش دارد. نبايد با دوست داشتن کسي او را از آزاد بودن و آزاد انتخاب کردن محروم کرد. گاه انسان آنچنان عاشق مي شود که به هر وسيله اي که شده است، مي خواهد محبوبش را مال خودش کند و اين بر خلاف اصل آزادي است. آنچه در اولويت است، آزادي است. نبايد به زور کسي را به دوستي خود واداشت. شرط دوستي آن است که آزادي دوستت را مقدم بر داشتن او بداني. هر گاه آزادي محبوبت را مقدم بر داشتن او دانستي بدان که او مال توست حتي اگر با کس ديگري باشد. و حرف آخر؛ دوستي تملک تو بر کسي يا چيزي نيست، دوستي مثل بوييدن يک سيب است، بدون آنکه به آن گازي بزني و عشق گاز زدن سيب است، يعني که بخواهي آن را مال خود کني.